سلام سعیده ی عزیزم

خیلی وقته اینجا پست نزاشتم آخه احساس میکنم با پستام ناراحت میشی

سعیده بخدا هفته ای نیست که حداقل ۴ یا ۵ بار خوابتو نبینم

بخدا هرچقدر دز قرصامو بالا میبیرم باز نمیشه از یادم بری و شبا اروم بخوابم

سعیده همه ی اون لحظه ها ثانیه به ثانیش جلو چشامه

هر شب خواب زندگی با همو میبینم

سعیده عزیزم خیلی داغونم

به قول شاعر :

سنگ دلا چرا دگر جورو جفا نمیکنی

جورو جفا بکن اگر مهر و وفا نمیکنی

 

سعیده کاش همیشه با هم بودیم

عزیزم سعیده جونم همش به خدا میگم آخه چرا اینجور شد

سعیده کاش ماله من میشدی

آخه این رسمش نیست هیچ خبری ازت نباشه تورو خدا برا یکبارم شده زنگم بزن

سعیده تا ابد دوستدارم

مواظبه خودت باش عزیزم

 

 

برایت دعا می کنم ...

 

دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را در انحصار قطره های اشک نبینم

 و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد

دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم

 دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد همیشه از حرارت  عشق

گرم باشد و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم

  من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

 برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم که بال هایشان هرگز محتاج مر

هم نباشند من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند

و بدان سعیده جانم

در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید

 آسمان زندگیم هیچگاه  بدون تو غروب نکند